مطالب مرتبط:
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
دوشنبه، 29 دی 1393 ساعت 15:272015-01-19فرهنگي

روایتی از آخرین شب زندگی مشفق کاشانی


ساعد باقری در پی درگذشت مشفق کاشانی، روایت خود از شب درگذشت او را به همراه خاطراتی از این شاعر بیان کرد.

- این شاعر که در شب درگذشت مشفق کاشانی به همراه او در خانه شاعران حضور داشت در گفت وگویی با خبرنگار ادبیات ایسنا اظهار کرد: در متون کهن فارسی درباره مرگ بزرگی چنین نقل شده: می رفت ، سر فراکرد ، گفت: لبیک.

سرنهاد.

او سپس افزود: شاید مرگی به این شکوهمندی و زیبایی آرزوی همه باشد.

در فضایی سرشار از محبت دیدن، محبت کردن.

احترام دیدن، احترام گذاشتن.

غرقه در صدق و صفا.

امواج معنوی در فضا منتشر بود.

حال همه خوش بود و از همه خوش تر استاد مشفق کاشانی که من درست در صندلی کناری او پهلوی سید بزرگوار سیدمحمد خاتمی نشسته بودم.

باقری ادامه داد: یک لحظه به استاد گفتم الآن احساس واقع شدن در بین الحرمین را دارم.

خانم مهدیه الهی قمشه ای ، حجت الاسلام دعایی و افشین علاء عزیز که برنامه با پیشنهاد خود او شکل گرفته بود حرف زده بودند.

من هم حرف زدم و بعد میکروفن را جلو استاد قرار دادم.

دور میز گرد نشسته بودیم.

او افزود: پیش تر استاد مشفق بعد از مراسم بزرگداشتی که مردادماه برایش برگزار کرده بودیم پیشنهاد تجدید برنامه ای به همین شکل را برای استاد سبزواری ، خانم راکعی و سهیل محمودی مطرح کرد.


برچسب ها:
آخرین اخبار سرویس:

روایتی از آخرین شب زندگی مشفق کاشانی

روایتی از آخرین شب زندگی مشفق کاشانی