
شعر خوانی یک زرمنده در کنگره شهدای دانشجو ایلامیک رزمنده دفاع مقدس در کنگره شهدای دانشجو ایلام به شعرخوانی پرداخت. - تا به آن لحظه که بانوی حرم گفت حسین گفتم: ای عشق مرا دست نیاز است دراز طلب خویش به نزد که برم؟ گفت: حسین این عجب نیست که یک بنده برد نام تو را که خدای ازل دادگرم گفت حسین این رزمنده گمنام دفاع مقدس با بیان این که چه زیبا حضرت آقا فرمود: خواب آمریکا برای حضور مجددش به ایران رویایی تعبیر ناشدنی است و کنگره شهدای استان ایلام به معنای دست بیعت دادن با حضرت عباس (ع)، قلمدار کربلا و به زیر باز ذلت زندگی نکردن است، تصریح کرد: آن روز نیکسون که در سال 1332 قدم های ننگینش به سرزمین مقدس اهورا مزدا رسید سه شهید والا مقام در سنگ فرش دانشگاه تهران به زمین افتادند تا پای استعمار و استکبار از این کشور قطع شود و بعد، هزاران شهید از این سرزمین، جاودانه شدند تا علم حسین به زمین افتاده نشود. کاش می گشتم فدای دست تو، تا نمی دیدم عزای دست تو یک چمن گل های سرخ کربلا، سبز می گردد به پای دست تو گلشنی از لاله های زخم شد، ابتدا تا انتهای دست تو در شگفتم از تو ای دست خدا، چیست آیا خونبهای دست تو ترکاشوند با اشاره به این که سال ها پیش، یک شب در خدمت مقام معظم رهبری بودیم، ایشان خاطره ای از کلاس اول ابتداییشان برایمان نقل کردند، افزود: آقا فرمودند: هفت ساله بودم، پدرم مبلغی پول به من دادن برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |