
با کاروان شعر عاشورا/10 چیست آیا خون بهای دست تو؟اشعار عاشورایی محمدصادق رحمانی(رحمانیان) با وجود اندک بودن ولی خلاقانه و زیباست. - " - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ محمدصادق رحمانی(رحمانیان) از شاعران تقریبا پر کار امروز است که در دو حیطه شعر و پژوهش فعال است. از صادق رحمانی در حوزه شعر عاشورایی کارهای اندکی منتشر شده ولی زیبایی و خلاقیت ویژه ای که او در شعرهایش پدید می آورد شعر عاشورایی اش را از خوبان شعر این روزها متمایز می کند؛ او در غزلی که عنوان دست خدا را در پیشانی اش دارد از نظرگاه عشق به علمدار با وفای کربلا می نگرد: کاش می گشتم فدای دست تو تا نمی دیدم عزای دست تو خیمه های ظهر عاشورا هنوز تکیه دارد بر عصای دست تو از درخت سبز باغ مصطفی(ص) تا فتاده شاخه های دست تو؛ اشک می ریزد ز چشم اهل دل در عزای غم فزای دست تو یک چمن گل های سرخ نینوا سبز می گردد به پای دست تو گلشنی از لاله های زخم شد ابتدا تا انتهای دست تو رود شد، دریا شد، اقیانوس شد چشمه ای از ماجرای دست تو می شود آن سوی اقیانوس رفت تا خدا با ناخدای دست تو در شگفتم از تو ای دست خدا چیست آیا خون بهای دست تو؟ (در این شب آهسته، صص: 139و138) رحمانی علاوه بر غزل های شور انگیز عاشورایی، دو بیتی های جان سوز و عاشقانه ای در این حوزه به مخاطبین شعرش عرضه داشته است، به این دو دوبیتی زیبا برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |